تبليغاتX
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده
سرود عشق و مستی - وی}گی یک مرد واقعی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
که عشق اسان نمود اول......
می گوید: "نمی خواهم دوستیمان را خراب کنم."

منظورش این است که: "از تو به عنوان یک دوست پسر خوشم نمی آید و اینقدرها برایم جذاب نیستی که با تو بیرون بروم، اما به عنوان دوستی معمولی قبولت دارم."

چرا این کار را می کند:  احتمالاً می خواهد دوستی عادیش را با شما حفظ کند و نمی خواهد که با گفتن بی علاقگیش به شما احساساتتان را جریحه دار کند.

شما چه باید بکنید:  آن را به خود نگیرید. او فقط به اندازه ی شما بهتان علاقه ندارد. سعی کنید دوستی نرمالتان را با او ادامه دهید.


می گوید: " الان سرم از نظر کاری خیلی شلوغ است."

منظورش این است که: دوست ندارم تو را هم جزئی از برنامه ی روزانه ام قرار دهم.

چرا این کار را می کند:  می خواهد به راحت ترین شیوه شرتان را از سرش کم کند. به جای اینکه با بی ادبی این کار را بکند، طوری حرف می زند که خودتان موضوع را بگیرید.

شما چه باید بکنید:  اگر زنی یک مرد را دوست داشته باشد، همیشه می تواند برایش وقت پیدا کند. هر چقدر هم که برنامه ی کاریش سنگین باشد. پس خودتان را گول نزنید که ممکن است این وضعیت تغییر کند. دنبال کار خودتان بروید.

 

می گوید: "آیا در حال حاضر با کسی رابطه داری؟"

منظورش این است که: دوست دارم به عنوان نامزدت باشم.

چرا این کار را می کند:  می خواهد بداند که وقتش را برای مردی که کس دیگری را زیر سر دارد  تلف نمی کند.

شما چه باید بکنید:  صادقانه به او جواب دهید و بعد منتظر عكس العملش شويد.

   

هنگام قرار ملاقات
ـــــــــــــــــــــــــــــ

می گوید: "آیا واقعا می خواهی به آن رستوران/سینما/مهمانی بروی؟"

منظورش این است که: من آنجا را دوست ندارم.

چرا این کار را می کند:  نمی خواهد به آنجا برود ولی نمی خواهد سمج و لجباز هم به نظر بیاید. امیدوار است که شما احساس او را درک کرده و برنامه دیگری بریزید.

شما چه باید بکنید:  اگر واقعاً دوست دارید که به آن مکان بروید، سرسختی کنید. در غیر اینصورت مجبور خواهید بود که برای خوشحال کردن او از تصمیم خود منصرف شوید. اما همیشه این را به یاد داشته باشید که زمانی او شما را خوشحال خواهد کرد که شما نیز خوشحالش کرده باشید.

 

می گوید: "تو رابطه ی خیلی خوبی با بچه ها داری، آنها هم تو را خیلی دوست دارند."

منظورش این است که: دوست دارم بچه ای از تو داشته باشم و می خواهم نظر تو را هم بدانم.

چرا این کار را می کند:  می خواهد غیر مستقیم نظر شما را در مورد بچه دار شدن جویا شود بدون اینکه شما را عصبانی کند.

شما چه باید بکنید:  عصبانی نشوید. او احتمالاً منظورش آینده ی خیلی دور است. اما اگر فکر می کنید که هیچوقت قصد بچه دار شدن ندارید، بهتر است همان موقع آن را با او در میان بگذارید.


می گوید:  "این رابطه به کجا می رود؟"

منظورش این است که:  دوست دارم به رابطه مان حالت جدی تری بدهیم.

چرا این کار را می کند:  دوست دارد این شما باشید که پیشنهاد جدی کردن رابطه تان را می دهید.

شما چه باید بکنید:  این به نظر شما در مورد آینده ی رابطه تان بستگی دارد. اگر علاقه مند هستید، چنین پیشنهادی بدهید. اما اگر نمی خواهید، به او بگویید که دوستش دارید اما الان زمان این کار نیست.

 

می گوید:  "من احساس نزدیکی زیادی به تو می کنم. تو مرا خوب می شناسی."

منظورش این است که:  احساس علاقه مندی می کند و می خواهد که به شما بگوید دوستتان دارد اما نمی خواهد او اول این حرف را زده باشد.

چرا این کار را می کند:  برای کسی دفعه ی اول گفتن جمله ی "دوستت دارم" بسیار دشوار است. آسان تر است که کمی به این مسئله اشاره کند تا خودتان متوجه شوید.

شما چه باید بکنید:  اگر واقعا دوستش ندارید تحت هیچ شرایطی این جمله را به زبان نیاورید. اما اگر دوستش دارد، به او بگویید. اما به یاد داشته باشید که هیچوقت دروغ نگویید.

 

می گوید: "احساس می کنم که رابطه ی ما دچار یکنواختی شده است."

منظورش این است که:  می خواهم که تو کمی رمانتیک تر و با علاقه تر رفتار کرده، و گهگاهی من را غافلگیر کنی. می خواهم توجه بیشتری به نیازهای من داشته باشی.

چرا این کار را می کند:  او نمی خواهد احساساتتان را جریحه دار کند و بگوید که شما باعث این یکنواختی شده اید.

شما چه باید بکنید:  نیازی نیست که شخصیتتان را به کل تغییر دهید، اما اگر کمی هم در رابطه تان تغییراتی دهید مطمئناً صدمه اي نمي خوريد. سعی کنید ناراحتی های او را از بین برده و کمی غافلگیرش کنید.

می گوید:   "مردی در محل كارم گاهي به من خيره ميشود."

منظورش این است که:  باعث حسودیت می شود؟

چرا این کار را می کند:  می خواهد به شما بفهماند که مردان دیگر هم هستند که به او بسیار علاقه مند باشند. دوست دارد شما به اینکه با او هستید افتخار کنید.

شما چه باید بکنید:  آنطور که او می خواهد عکس العمل نشان ندهید. عصبانی نشده و حسودی هم نکنید. در عوض کمی تحسینش کنید، مطمئناً استقبال خواهد کرد.

 

می گوید:   "آیا تو با مادرت راه می آیی؟"

منظورش این است که:  آیا مرد خانواده دوستی هستی؟

چرا این کار را می کند:  مردی که می تواند با مادرش راه بیاید و رابطه ی خوبی با او دارد، فرد وفادارتر، احساسی تر و علاقه مند تر است.

شما چه باید بکنید:  در مورد رابطه ی خودتان با مادرتان با او صحبت کنید. و به او اطمینان دهید که رابطه ی خوبی با او دارید.

   

هنگام جدایي
ـــــــــــــــــــــ

می گوید: "الان آمادگی متعهد شدن برای یک رابطه را ندارم."

منظورش این است که:  نمی خواهم به تو تعهدی داشته باشم، هیچوقت هم نمیخواهم.

چرا این کار را می کند:  این کار را می کند تا کمی از ناراحت کنندگی جریان کم کند.

شما چه باید بکنید:  تا زمانی که آمادگی لازم برای رابطه با شما را پیدا نکرده است، دور و اطرافش نچرخید.   


می گوید: 
"فکر می کنم ما می توانیم دوستانی معمولی باقی بمانیم."

منظورش این است که:  می خواهم تو را کم کم از زندگیم خارج کنم.

چرا این کار را می کند:  به نظرش می رسد که کم کم خارج کردن شما از زندگیش بهتر باشد از اینکه یکدفعه رابطه اش را با شما قطع کند. شاید هم می خواهد شما را در آب نمک بخواباند.

شما چه باید بکنید:  اگر دوست دارید، دوست او باقی بمانید. اما اجازه ندهید که شما را توی آب نمک بخواباند. اگر دوباره بخواهد رابطه اش را با شما شروع کند، ممطئن باشید که به این دلیل است که کس دیگری را پیدا نکرده است.

 

ببینید چه در دل خانم هاست....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الان دیگر می دانید که حرف های خانم ها چقدر با منظور اصلیشان تفاوت دارد. زن ها برخلاف مردها برای حرف زدن معمولاً از اشاره ها استفاده می کنند و هیچوقت رک و پست کنده آنچه در دلشان است را بیان نمی کنند. نمی گویم کاری که او میکند اشتباه است یا کار شما، و کدامیک بهتر است. فقط می گویم که زن ها و مردها برای بیان احساساتشان راه های مختلف و متفاوتی دارند. سعی کردیم در اینجا کمی شما را با آنچه در دل خانم ها می گذرد آشنا کنیم.

 

هـر مـردي كـه بسراغ اين مقاله مي آيد از علت اين كارش                                       آگاهي دارد. او اينجا نيامده براي اينكه نقطه نظر يـك زن را                                        در مورد روابط عاشقانه بخواند. او اينجا نيامده كـه خـودش                                       را از آنچه كه در ذهن جنس مخالفش مي گذرد آگاه سازد                                       ( مردان بر اين تصورند كـه از ايـن مـوضـوع مـطلع هستند.                                        تا چه حدي در اشتباه مي باشند؟ ). و او اينجا نيامده بـه                                        دليل اينكه نامزدش اين مقاله را برايش ايميل كرده است.

هر مردي كه اينجا است، حضورش به اين دليل مي باشد                                        كه ميخواهد يك مسئله مشترك بين هـمـه مـردان را مورد                                        مطالعه قرار دهد: عشق دروغگويي آنها. احتمـالا مـرداني                                        كه اينجا آمده اند به دنبال چيزي مي گـردنـد كـه تـفريحات                                        مـورد عـلاقه اشـان را توسط آن اعتبار ببخشند. اعتبار بـه                                       معناي آن است كه عذر و بهانه اي براي تدام عملشان بدست آورند.

 

دست تو رو شده برام...

 

وقتي صحبت از دروغگويي مي كنيم، لزوما منظور دروغ گفتن به زنهاي ديگر نميباشــد. مـردان در روز روشـن بـا كـمـال خونسردي و مصونيت در مورد خيلي از مسائل، از تـعداد نامزدهايي كه تا حال داشته اند و ثروت گرفته تا تـعـداد پـرس سيـنـه اي كـه در بـاشـگاه بدنسازي ميزنند، به يكديگر دروغ ميگويند.

اجازه دهيد اين فـرضيـه را بـشكافيم. مـردها عاشق دروغگويي هستند، اما كاملا از اين امر ناخوشنود ميباشند. زنـها بندرت دروغ ميگويند، اما وقتي مي گويند آن قـدر داستان خوبي خواهد بود كه مي توان آنرا اساس يك سريال تلويزيوني 100 قسمتي قرار داد.

مرداني كه خود را درگير روابط عاشقانه ميكنند، مجبورنـد دروغ بـگوينـد. بخشي از علت آن است كه زنها مـردهـا را وادار به دروغگويي ميـكنند. يـك زن جذاب در حال رد شدن از عـرض خيابان است، به نفع يك مرد است كه بگويد او زشت و بد قواره ميـباشد، در غيـر اين صـورت ممكن است با ضـربات سـهمگين كيـف دستي همسرش بر سر خود مواجه گردد.

همسر شما داراي كمي اضافه وزن شـده، بـهتر است بگوييد او در بهترين شكل زندگي خود قرار دارد،  والا چـنـد هـفـتـه آتي زندگي شما همانند گم شدن در كوير لوت هيجان انگيز خواهد شد.

اما گذشته از اشتباهاتي كه زنـها مرتكب ميشوند، مردها هميشه مجبور به دروغگويي نيستند.ولي با اينحال آنها اينكار را همانند نفس كشيدن بصورت غريزي انجام ميدهند. دروغ همانند يك مسلسل درنده خو از دهان مردان به بيرون شليك ميشود.

اين دروغها اغلب نوك زبانشان است، آماده براي هر موقعيتي، و اغلب پر از حفره هايي مي باشد كه با آن مي توانند پنير سوئيسي را شبيه يك سد آبي بسازند.

 

... قصه ها تو بلد شدم

 

يك مورد ظريف: همسر يكي از دوسـتـان مـن زود تر از موقع معمول به خـانه برگشت كه به اصطلاح مچ شوهرش را بگيرد و مشاهده كردكه لباس زير شوهرش روي زمين افتاده و خود او نيز در حال استحمام ميـباشد. قبل از ايـنكه حتي او فرصت سؤال در مورد آنچه كه اتفاق افتاده است را داشته باشد، دوست من براي نجات از متـهم شدن به آنچه كه هرگز اتفاق نيفتاده و صرفا تصور همسرش بوده، به سـرعت برق داستاني سرهم بندي نموده و به زبان آورد.

" ميدوني راستشو بـخواي داشـتـم چرت ميزدم، خوابي ديدم كه وقتي بيدار شدم لازم بود دوش بگيرم..."

صحيح.

گذشته از داستان دروغين و مـنزجر كنـنده اي كه تعريف كرده، چرا لباس زيرش را همين طور روي زمين رها كرده بود؟

تنبلي؟ احتمالا -- مردان عموما موجودات تنبلي هســتند. ممكـن اسـت كـه بـهرحـال او دروغ گويي و داستان سرايي را راحتر از بلند شدن از روي مبــل و بــرداشـتـن لـباسها و انداختن آنها در سبد تشخيص داده باشد.

دروغ نگفتن ساده است چون تنها كاري كه بايد انـجـام دهـيـد اين است كه با خويشتن دروني خود با صميميت آشنا گرديد.

همه تقصيرات بـگردن مـردهـا نـيست. آنـها از هـمان لحظه تولـد بـا دروغ بزرگ شده اند. وقتي كه متاسفانه مي بـينند والـديـن خـود بـه عنـاوين مخــتلف ( همانند سن، شغل، درآمد، ... ) دروغ ميگويند، آنها نيز به طبع دروغگو ميشوند.

 

دروغگويي براي امرار معاش

آيا اين تصادفي است كه مردها اكثر شغلهايي كه با دروغ سر و كار دارند را تصاحب كرده اند؟

همگي مردها دروغگو نيستند، البته كه نه. اما تجربه نشان داده كـه ( 99 درصـد زنها در ايـن مورد از من طرفداري مي كنـند ) تنها مردهايي دروغ نميگويند كه يا پايبند به اصـول مذهبي بوده و يا زبانشان از دهانشان بيرون كشيده شده باشد.

اكنون اجازه دهيد سكه را برگردانيم. مردها اغلب دروغ مي گـويـنـد، امـا اغـلب اوقات آن دروغها بي ضـرر بوده و بـيـشتر از هـر چـيز بـراي نگهداري و حفظ ضمير و نفسشان بيان ميگردند. زنها از بيان دروغ انگيزه هاي ديگري دارند.

 

دروغهاي جزئي زنانه

زنها از دروغ گفتن متنفرند. اما برخلاف مردها، وقتي مجبور به دروغگويي مي شـونـد با مـهـارت و دقـت بـسيار داسـتـانهـاي پـر از فراز و نشيب تعريف كرده و با ظـرافـتـي خـاص مسئله را طوري مي پيچانند كه خودشان هم از اين كار خود متعجب ميگردند.

اگـر مـردها كمي زيرك تر بودند، هنگامي كه يك زن دروغ مي گفت، متوجه مي شـدنـد. در صفحه بعد با برخـي از نـشانه هايي كه زنها هنگام دروغگويي از خود بروز مي دهند آشنا خواهيد شد. ( تذكر: حتما ببينيد، وقت آموزش فرا رسيده! )

 

نشانه شماره 1

تماس تلفني غير ضروري                                                                             بطور غير منتظره با شما تماس گرفته و اطلاعات بسياري را در مـورد ايـن كـه الان شـما كجا هستيد و براي ادامه روز چه برنامه اي داريد، جويا مي شود.                              آيا او مشكوك بنظر خواهد رسيد؟                                                                  نه واقعا، همسر شـما روي همه پاسخهايش توسط كاري كه فردا بر سرتان خواهد آورد، ماله خواهد كشيد.                                                                                         در واقع سعي در انجام چه كاري دارد؟                                                          او تلاش ميـكند كه بـسنجد چـه اندازه عذر و بهانه نياز دارد و اينكه درطـول روز كجا بوديد تـا شـما را از بـلوف زدن در آينده در مورد دانستن اينكه خودش در طول روز كجا بوده بـاز دارد.

نشانه شماره 2

دگرگوني و تغيير ناگهاني                                                                             او كاري غير متعارف انجام داده و هنگاميكه شما علت آن را جويا مي شـويد، موضـوع را عوض كرده و بحث اعتماد را پيش ميكشد، و اينكه شما حق سؤال كردن از او را نداريـد. در واقع سعي در انجام چه كاري دارد؟                                                          به بيان ساده، او مي خـواهد مــوضوعي كه اغلب مردان از آن نگران و بيمناك هستند را مطرح كند؛ گفتگو در مورد "احساسات". براي از بين بردن شك و شبه هيچ روشي بهتر از آن نيست كه با يك مرد در مورد اعتماد سر يك ميز وارد صحبت و گفتگو شد.             نتيجه نهايي؟                                                                                               مرد ديگر سؤالي نخواهد كرد، زن نيز باخيال راحت براي پختن نهار براي مادرش به خانه او خواهد رفت.

نشانه شماره 3

ميزان مهرباني بسيار بالا است                                                                     چيزي شك برانگيز تر از اين است كه او به يـكـبـاره شروع به ابراز علاقه شديد و بوسيدن شما ميكند؟                                                                                                   چه خبر شده است؟                                                                                     آغاز يك سرپوش گذاري روي خطايي بزرگ كه شبيه ترور جان اف كندي مي باشد.       مرتكب چه اشتباهي شده است؟                                                                 يك چيز خيلي خيلي بد. شايد با ماشين شما تصادف كرده!

 

نشانه شماره 4      

قيافه                                                                                                          كدام قيافه؟ قيافه اي كه او را عصباني نشان مي دهـيـد - يـك عـصـبـانيت بسيار شديد. نوعي عصبانيت كه مي گويد " من در مورد هر چيزي كه دروغ گفتم يا خواهم گفت حق دارم ". اين نشانه، نوع دگرگون شده نشانه شماره 2 مي باشد.                             راه كار چيست؟                                                                                            مردها كار زيادي در مورد زنهاي عصباني از دستشان بر نمي آيد. هر نشانه اي در مورد دروغ مي تـوانـد بـاعث بروز عصبانيت، برانگيخته شدن احساسات و ايجاد صدمات گردد. در مورد اينكه او مرتكب اشتباهي نشده است صحبت كنيد.                                    آيا مردها درمانده هستند؟                                                                             بله.

 

اين مقاله را جدي نگيريد

زنها از دروغگويي متنفرند، آنها فقط در صورت لزوم مبادرت به اين كار مي كنـنـد. مـردها عـاشقش هستند چـون روي اشـتـبـاهات بزرگشان سرپوش مي گذارد. زنها مانند افراد حرفه اي دروغ ميگويند؛ مردها آماتور وار.

چيزي تغيير خواهد كرد؟ آيـا مردها خواهند توانست همانند زنها دروغ بگويند؟ نه. نياز به تـمريـن و كـار بسيار دارد. آيا لازم است بخشي از اين مقاله را جدي بگيـريد؟ خير. شما بايد اين مـقـاله را تنها بعنوان نگرش دروني ذهن زنان درنظر بگيريد و با چشمك زدن آنرا بخوانيد. يك نوشته سبك و بامزه به هيچكس صدمه اي نخواهد زد.

 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 16:34  توسط رقاص فراموش شده...... | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
واا هر چی فکر کردم نتونستم چیزی بنویسم تا بعد

پیوندهای روزانه
داداش امیر گل (همشری خوبم)
آرشیو پیوندهای روزانه
تصوير منتخب در ايراپيک
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
آرشیو موضوعی
عدالت
روان شناسی
پیوندها
داش میثم
شب عاشقا( مرجان رو حال کنید)
نهاوند شهر من
طالع بینی
آقا این دایی مو خیلی باحاله
داش ناصر
فاطمه و دلتنگی هاش
ببین این سانازی و سحری چی می کنن؟
نهاوند_نت
کوزت با تمام ارزو هاش
اینم عاطفه که نمیشناسمش ولی دل تنگه
داش محمد و دوستش
اسم خدا با وبلاگی قشن(لیلا)و چه با مسمی
اینم آزیتا (بهش سر بزنید با مرامه)
سایناز(دیگه نمی دونم ناز داره یا نه)
مریم(هر که خداشو یه جور دوست داره)
میگن یه مادره با ترانه!!!!!
یه بوری(تعدادی) دختر ورگردی(بروجردی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان