تبليغاتX
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده
سرود عشق و مستی
که عشق اسان نمود اول......

متن كامل نامه بوش به احمدى نژاد را اندكي پيش روزنامه ايچنا- چاپ شانگهاي- مخابره كرد. در اين نامه آمده است:
«آقاي محمود احمدي نژاد
رييس جمهور جمهوري اسلامي ايران؛
نامه ارسالي شما از طريق سفارت سوييس، حافظ منافع ايالات متحده امريكا در ايران، دريافت شد. بسيار خوشحال هستم كه سرانجام باب تعامل و گفتگو بين دو كشور بزرگ و اثرگذار جهان يعني جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده امريكا با اين نامه باز شده است. همچنين درايت شمار را در تنظيم آن متن مصلحانه مي‌ستايم كه به جاي پرداختن به مسايل بي اهميتي نظير نفت به دغدغه‌هاي بزرگتر بشري پرداخته بوديد. اين نشان مي‌دهد كه ما و شما در يك چيز با هم اتفاق نظر داريم و آن همان است كه شما ايراني ها به آن "كار را به كاردان بسپار" مي‌گوييد. به عبارت بهتر شما قبول داريد كه دخالت در كارهاي كم اهميت مربوط به زمين بر عهده ما باشد و تعيين تكليف در مورد امور آسماني به عهده شما. كاملا موافقم به شرط آنكه به كاهش بهاي نفت كمك كند!

آقاي رييس جمهور
گمان مي‌كنم – فارغ از اوضاع و افكار عمومي حاكم بر تهران و واشينگتن- من و شما در بسياري از مسايل مثل هم فكر مي‌كنيم.
مثلا شما از اين نگران هستيد كه ما عراق را 50 سال به عقب برگردانيم و ما هم از اين نگران هستيم كه شما ايران را 50 سال به عقب برگردانيد! شما نگران اين هستيد كه ما صدها ميليارد دلار از خرانه چند كشور بيگانه برداريم و صرف هزينه‌هاي خودمان غيرضروري كنيم و ما هم نگران اين هستيم كه شما صدها ميليارد دلار از خزانه كشور خودتان برداريد و صرف هزينه‌هاي نامربوطِ ديگران كنيد!
يا مثلا شما از من مي‌پرسيد: " چرا چنين مخالفت گسترده اى با برگزارى همه پرسى انجام مى شود؟ " و من هم از شما مي‌پرسم " چرا چنين مخالفت گسترده اى با برگزارى همه پرسى انجام مى شود؟ " منتها شما از رييس جمهور امريكا در مورد همه‌پرسي در "فلسطين" مي‌پرسيد و من از رييس جهمور ايران در مورد همه‌پرسي در "ايران"!
در حقيقت حتي من فكر مي‌كنم كه ما حتي در مورد مساله اسراييل هم يكسان عمل مي‌كنيم: من طوري در مورد اسراييل و هويت تاريخيِ آن صحبت مي‌كنم كه در نهايت به سود منافع امريكا باشد و شما هم طوري در مورد اسراييل و هويت تاريخي آن حرف مي زنيد كه در نهايت به سود منافع امريكا باشد!

آقاي رييس جمهور احمدي نژاد
قطعا مي‌دانيد كه من نه آموزگارم و نه مانند شما سواد آكادميك و دانشجو دارم. اما تا آنجا كه آقاي سازگارا به من گفته‌اند شما در رشته مهندسي عمران كه يك رشته فني است تحصيل كرده‌ايد و در دانشكده‌اي فني از دانشگاه علم و صنعت نيز تدريس كرده‌‌ايد. بنابراين من نمي‌فهمم كه چطور دانشجويان مهندسي، در كلاس‌هاي فني با شما كه معلم‌شان بوده‌ايد در مواردي نظير سياست‌هاي امريكا، صلح جهاني، آموره‌هاي مسيح(ع) و ليبراليسم بحث مي كرده‌اند و شما نيز تاريخ جنگ‌هاي جهاني و هولوكاست را به آنها آموزش مي‌داده‌ايد!
آيا مفهوم "رشته‌هاي مهندسي" در ايران به معناي همان چيزي است كه در ساير جاهاي دنيا به آن "علوم انساني" مي‌گويند ؟ يا واقعا شما به كسي كه قرار است سد و جاده و ساختمان بسازد در مورد تاريخ و فلسفه و دين و سياست آموزش مي‌دهيد؟! اگر اينگونه است پس بيجهت نيست كه چند برابر تلفات كلِ ارتش‌هاي خاورميانه و آسيا، هر سال تلفات جاده‌اي داريد و با هر زلزله‌ي متوسطي، ده‌ها هزار نفر در ايران كشته مي‌شوند!

آقاي احمدي‌نژاد عزيز
البته نمي‌خواهم با اين نامه در امور داخلي كشور شما دخالت كنم و اصولا گزينه نظامي را ترجيح مي‌دهم ولي به آن دسته از مردم و يا دانشجويان كه به نوشته شما دايما "نقشه 60 سال پيش جهان را نگاه مي‌كنند و دنبال اسراييل مي‌گردند و نمي‌توانند آنرا پيدا كنند" توصيه مي كنم تعداد كشورهاي جهان در آن تاريخ را از روي نقشه‌ها و كره‌هاي قديمي بشمارند و با تعداد كشورهاي جهان در حال حاضر مقايسه كنند، تا آرام بگيرند و بگذارند ما هم آرام باشيم.
گذشته از اينها من گمان مي‌كنم بهتر است اگر برايتان مقدور نيست تا به دانشجويان رشته‌هاي مهندسي‌تان درس‌هاي فني بياموزيد، دست كم تعدادي نقشه و كره جغراقيايي جديد براي آنها تهيه كنيد تا اين‌قدر مجبور نباشند اسراييل را بر روي نقشه‌ها و كره‌هاي 60 سال پيش پيدا كنند! (ايالات متحده امريكا حاضر است تحريم‌هاي ايران را در خصوص فروش تعداد معدودي نقشه و كره جديد توسط شركت‌هاي امريكايي به موسسات ايراني را لغو كند به شرط آنكه ايران هم كليه فعاليت‌هاي غني‌سازي خود را فورا به حالت تعليق درآورد!)

آقاي محمود احمدي‌نژاد
شما در نامه‌ي طولاني‌تان يك سطر را به مسايلي كه بايد براي ايراني‌ها خيلي مهم باشد مثل " كودتاى ۱۳۳۲ و به تبع آن سرنگونى رژيم مشروع وقت، مخالفت با انقلاب اسلامى، تبديل سفارت به مقر حمايت از فعاليت هاى مخالفان جمهورى اسلامي، حمايت از صدام در جنگى كه عليه ايران به راه انداخت، مورد اصابت قرار دادن هواپيماى مسافربرى ايرانى و مسدود كردن دارايى هاى ملت ايران" اختصاص داده‌ايد و در مقابل 12 صفحه در مورد مسايلي كه براي شهروندان امريكايي مهم است مثل وضعيت روحي سربازان امريكايي در عراق، هرينه‌هاي سرسام آور جنگ عراق و دفاع از اسراييل براي ماليات‌دهندگان امريكايي، يازده سپتامبر و عوامل آن، كودتاها در امريكاي لاتين، بي‌خانمانهاي ايالات متحده و دستورات عيسي مسيح(ع) نوشته‌ايد.
اين نشانه حسن نيت شماست و من از طرف ملت و دولت امريكا از شما سپاسگزارم كه حتي در اين شرايط بحراني و در اين مجال و موقعيت تكرار ناشدني نيز، آنقدر مهربان و از خودگذشته‌ايد كه به جاي كشور و ملت خودتان به فكر ايالات متحده و ساكنان آن هستيد. مطمئن باشيد هيچ رييس‌جمهور در طول تاريخ مانند شما عمل نخواهد كرد!

همكار عزيز
متاسفانه بيش از اين وقتي براي پاسخ به نامه شما ندارم وبايد براي گروهي از نيروي دريايي كه در قالب سه ناو هواپيمابر عازم خليجِ هميشه فارس ايران هستند، عازم يكي از بنادر شوم. به هرحال صميمانه‌ترين تشكرات خود و همكارانم به ويژه خانم رايس را از اينكه با درك موقعيت ما، نامه‌تان را طوري تنظيم كرديد كه كوچكترين خللي در تلاش‌هاي ما در خصوص اجماع جهاني بر عليه ايران وارد نساخت، تقديم دارم.

با سپاس و احترام
جورج بوش كوچك
رئيس جمهور ايالات متحده امريكا

پي نوشت: راستي دوست عزيز
چون نه در امريكا و در هيچ كجاي جهان، هيچ سفارتخانه و حتي شخصي حافظ منافع ايران نيست؛ مجبورم اين نامه را با يك كبوتر ارزان قيمت چيني بفرستم يا اينكه وقتي خودم آمدم ايران آنرا بهت تحويل بدهم. اميدوارم راه اول كمتر طول بكشذ!
جورج»

---------------------------

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 11:58  توسط رقاص فراموش شده...... | 

در پی اعلام برخی خبرگزاری ها مبنی بر ارسال قریب الوقوع نامه از طرف رییس جمهور ایران به شخصیتهای مهم جهان؛ در برخی از محافل غیررسمی عنوان گردید که گیرنده بعدی، پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر کاتولیک های جهان خواهد بود. اندکی پس از اعلام این امر و در حالی که جزئیات نامه بعدی آقای احمدی نژاد هنوز فاش نشده بود، نامه ای از سوی پاپ برای رییس جمهور ایران ارسال شد که متن آن بی هیچ توضیحی در پی می آید:جناب آقای احمدی نژاد، رییس جمهور محترم و مومن ایران
امروز صبح، یکی از مشاورانم اعلام کرد که احتمالا حضرتعالی به زودی نامه ای را برای من خواهید نوشت. قلبا از اینکه با انسان مومن و خداجویی نظیر شما مکاتبه داشته باشم خوشحال شدم و این فرصت را برای جامعه مسیحیت مغتنم و تکرار ناشدنی می شمارم. به همین خاطر بهتر دیدم تا برای حداکثر استفاده از نظرات ارزشمند و بسیار مهم شما، پیشاپیش نامه ای خطاب به حضرتعالی به نگارش در آورم.

آقای احمدی نژاد
بی شک نامه شما خطاب به رییس جمهور امریکا، نامه بسیار دلسوزانه ای بود که بیش از آنکه منافع دنیوی نویسنده و گیرنده نامه را در نظر داشته باشد، در پی تامین منافع جهان مسیحیت و به ویژه امپراطوری واتیکان بود به طوریکه بخش اعظم مطالب آن نامه به تعالیم سرورمان عیسی مسیح اختصاص داشت. از طرف خودم، عیسی مسیح، خدا و سایر موجودات از شما سپاسگزارم. من چهره نورانی شما را از ورای محاسن انبوهتان می بینم و مطمئن هستم وقتی نامه شما برای ریییس جمهور امریکا –که مردی صرفا سیاسی است- سرشار از معنویت باشد، نامه شما برای من – که مرد خدا هستم- به راستی انفجار نور خواهد بود. هرچند که بعضی از کاردینال ها و اسقف ها می گویند احتمالا این نامه حاوی مسایلی در رابطه با مسایل میان ایران و امریکا باشد (آنها از ابتدای انتشارمحتوای نامه معنوی شما برای رییس جمهور آمریکا، دائما می گفتند این نامه برای من بوده و اشتباها برای آقای بوش ارسال شده و طبعا حالا هم گمان می کنند نامه شما خطاب به من، در حقیقت باید برای رییس جمهور امریکا ارسال شود!) و من عمیقا برای این برادرانم از روح القدس آموزش می طلبم.

انسان مومن و معتقد، آقای احمدی نژاد
صمیمانه اعلام میکنم که نظرات شما را درباره یهودی ها و اسراییلی ها نه فقط قبول دارم که آنها را می ستایم. نمی دانید چقدر برای من سخت و دردآور است که می بینم هر روز این فرزندان قومی که مولایمان مسیح را به صلیب کشیدند و آنهمه دردها را بر او روا داشتند، آزادانه برای خودشان راه می روند و انگار که هیچی به هیچی. ای کاش می توانستم همچون شما نفرتم را از آنها اعلام کنم، هولوکاست را نفی کنم و حتی آنها را به شکنجه های قرون وسطایی محکوم کنم. ولی متاسفانه در اروپا هر مقامی در قبال حرفهایی که می زند مسوول است و زیر ذره بینِ مردم و رسانه ها. نمی دانید چقدر آرزو داشتم در مملکتی نظیر ایران که هیچ رییس و مقامی به خاطر حرفها و عقایدش مورد بازخواست قرار نمی گیرد بودم و می توانستم آرزوهای درونی و عقاید شخصی خودم را از تریبونهای رسمی بگویم.

آقای احمدی نژاد عزیز
با نظرات شما در مورد ، اومانیزم، دموکراسی، لیبرالیسم و سکولاریزم نيز کاملا موافق هستم و به نظر من هم که رسما متولی کلیسا می باشم آنها هیچ نفعی برای بشریت و تعالی انسان ها نداشته اند. آرزومند زوال و نابودی همه شان هستم چراکه آنها را اساس و پایه های دوران شرک آمیز کنونی می دانم.
همین چند شب پیش بود که باجمعی از برادران کاردینال و اسقف چند ساعتی مشغول مباحثه تئولوژیک بسیار مهمی در مورد طول بالِ چپ فرشتگان بودیم که ناگهان گربه سیاهی از آنجا رد شد و گربه ی ما یاد قرون وسطی کرد (یا به قول شما "فیلمان یاد هندوستان کرد")! همان روزگاری که می شد به استناد یک گربه سیاه، کفر و شیطان پرستی ده ها نفر از ملعونان را اثبات کرد و آنها را در دادگاه های مقدس تفتیش عقاید به آتش محکوم کرد. همان دورانی که تمام علوم ما از کتاب مقدس نشات می گرفت. دوران چرخش خورشید به دور زمین. دوران سوزاندن کتابهای مشرکانی مثل گالیله و بیکن و دکارت...
امیدوارم اکنون که حمیت و غیرت کفرستیزی از سرزمینهای مسیحی رخت بربسته، با کوشش های انسانهای مومن و متعهدینظیر شما، بشریت بتواند پس از زوال مزخرفاتی مثل اومانیزم و لیبرالیزم و حقوق بشر و سکولاریزم، بار دیگر دوران طلایی قرون وسطي را تجربه کند. سوگند میخورم که اگر شما این لطف را بکنید و ما را به آن دوران طلایی برگردانید، ما هرگز نگذاریم دوران شرم آور رنسانس و در پی آن مدرنتیته شکل بگیرد چه رسد به رشد نحله های کفرآمیزی مثل اومانیزم، دموکراسی، لیبرالیسم و سکولاریزم...

برادر احمدی نژاد
خدا شما و مردمتان را حفظ کند که دین داران واقعی و معتقدان راستین به عالم غیب، شما هستید. باور کنید که حتی من که به ظاهر رهبر کاتولیکهای جهان و نماینده خدا و مسیح برای آنان هستم اگر روزی ادعا کنم که هاله ای از نور به گرد سر خودم میبینیم کلامی جز "بیشین بینیم بابا حال نداری" دریافت نخواهم کرد؛ اما در مملکت با ایمان شما، اوضاع چنین نیست. حاضرم سلطنتم را در واتیکان بدهم و روزی در سرزمین شما بر مردم دین دار و معتقد و خوش سیرت شما رییس جمهور شوم. آه که نمی دانید چقدر آرزو دارم در مقابل مردمان فریاد برآورم که من با عالم غیب ارتباط دارم و خدا مرا در هاله ای از نور محافظت می کند و کسی به سخره ام نگیرد.
درود خدا بر مردم شریف و ساده دل شما که از مسخره کنندگان نیستند.
مردم ما حتی دیگر هاله نور بر گرد سر قدیسنی مثل سن دیه گو و سن فراچسکو را هم افسانه می پندارند. نفرین خدا بر سکولاریسم و آنان که رواجش دادند باد والا اگر هنوز در سرزمین ما دین از سیاست جدا نبود، فرمان مي‌داديم تا ناخن های منکرین هاله نور را بکشند. افسوس که اروپا از دست رفته است.

محمود گرامی
درایت شما در حل مشکلات لاینحل زبانزد همه است. از سوی دیگر من بنده پیر و ناچیز خداوند هستم که تمام توانم یا برای مناجات و موعظه صرف می شود و یا
مخالفت با لوازم پیشگیری از حاملگی مثل کاندوم لعنت الله علیه. اما دنیای ما مشکلات دیگری هم دارد که از من برای حل آنها کار چندانی ساخته نیست و خوشحال خواهم شد که در نامه مفصلتان، ما را در آنها یاری کنید. مثلا علاقه عجیب برادران کشیش به همجنس بازی که هر از چندی هم اخبار آن به بیرون درز می کند. اخیرا هم که سخنان شما مبنی بر حق مسلم رواج یافته، بعضی از برادران دائما شعار می دهند "داشتن یک دوست پسر حق مسلم ماست!" و چشمانشان در آن لحظات برق عجیبی می زند.هیچ نوع مذاکره ای را نمی پذیرند مگر آنکه این حق برای آنان لحاظ شده باشد. تحریم ها هم که اثر نمی کند.
به نظر شما چکار باید کرد؟

فرزندم
هرچند که من هم مثل تمام پاپ های معاصر مجبور شده ام که از دخالت در سیاست پرهیز کنم و اگر سوگند خود در این رابطه را بشکنم، علاوه بر گناه کبیره، حقوق ماهانه ام هم قطع می شود اما صرفا بخاطر دین خدا ناگزیرم در مورد مساله هسته ای کشورتان و همینطور رابطه تان با امریکا اظهار نظر و موعظه کنم. آقای احمدی نژاد، از شما مصرانه خواستار آنم که سیاست های خود را با قاطعیت و بدون هیچ انعطافی دنبال کنید و در تمام زمینه ها هر عملی که رویارویی ایران و امریکا را تسریع و تقویت کند کوتاهی نکنید. خوشبختانه آقاي بوش هم در همين مسير گام بر مي‌دارد.
من شما را در هیات صلاح الدین ایوبی و آقای بوش را به شکل ریچارد شیردل می بینم (هر چند که شما ملقب به محمود نورالدین هستید و مردم بوش را، جورجِ کله خر می نامند!) و باشد که روزگار پر جهادِ جنگ های صلیبی به کف با کفایت شما مردان خدا که مصمم و پراراده اید بازآفرینی شود تا در زیر پرچم کلیسا، امت مسیح باردیگر متحد شوند. روزی که غریو صدها هزار سرباز که عازم شرق هستند آسمان را به لرزه درآورد: "سلطنت کلیسا مستدام باد"، "عمر مقدست افزون باد ای پاپ"...
مطمئن هستم كه شما و آقاي بوش هم رويايي مشابه من داريد. بادا روزي كه همه‌مان به آرزوهاي خود برسيم.
قول می دهم به پاس این لطف شما، ریشه یهودیان را از روی زمین بکنم یا حتی مثل پسرعموی جدم، مرحوم آدولف، یهودیان و همجنس بازان را يكجا در آتش بسوزانم.

فدات شم
هم اکنون آوای ناقوس به علامت نماز شامگاهی به صدا درآمده و من باید نوشتن این نامه را تمام کنم. ای کاش می توانستم بجای موعظه برای برادرانی که چشمهای خیلی هایشان وقت نظاره من، به طرز عجیبی برق می زند، کار مفیدتری انجام دهم. مثلا فیلسوفها را به جرم ارتباط با شیاطین و بیگانگان دستگیر و محاکمه کنم. افسوس...
هزاران درودِ پسر، پدر و روح‌آلقدس بر شما باد

ساخاس ژسوس کویامونتو هوتاس مونتوراس (همان والسلام علی من التبع الهدی به زبان عبری!)
پاپ بندیکت شانزدهم؛ يوزف راتزينگر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 11:55  توسط رقاص فراموش شده...... | 
آقایـون خـانم ها را دوست دارند. قیافه، بو، طرز راه رفتن و صـحبـت کردن تـنـها چـنـد نـمـونـه از دلایـلی هسـتـــند که آقايون فــکر میـکنند خانم ها موجوداتی آسمانی هستند. در حـالیکه زنـدگی بدون وجود اونها غیر ممکنه اما مطمئنا باهاشون هم نمی تونیم زندگی کنیم. ....عـلــت این که چرا نمی تونیم باهاشون زندگی کنیم تا حدود بسیار زیادی به این مطلب بر میگرده کــه اونها کامل و بی عـیـب نیـــستند.  من از روی تحلیل های بسیار زیاد 10 نمـونــه از کارهای خانم ها رو کشف کردم که آقایون رو واقـعا کفری می کـنـــه و باعث میشه که مردها به سر حد جنون برسند.
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 10
ـــــــــــــــــــــــ
خانم ها وانمود می کنند که پاک و معصوم هستند
چیزی که در تعداد بسیار زیادی از خانم ها دیده می شود این است که قصد دارند تا وانمود کنند در زیر یک نور الهی هستند و همیشه از شما خیلی پاک تر هستند. هیچ وقت حاضر نیستند تا اعتراف کنند که به خیابان گردی می روند و تعداد دوست پسرهایشان از 5 نفر هم بیشتر است. البته آن دسته از خانمهایی که واقعا پاک و معصوم می باشند قابل تحسین هستند اما بقیه باید از سرپوش گذاشتن روي کارهایشان دست بردارند. این حق مسلم خانم هاست که به اندازه آقایون سرگرمی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند و نهایتا هم مردی را برای زندگی آینده خود پیدا کنند که قادر به درک تمام این موارد باشد.
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 9
ـــــــــــــــــــــــ
از سایر خانم ها انتقاد می کنند
برای چه هیچ خانمی نمی تواند از خانم دیگر تعریف کند؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم های دیگر ایراد بگیرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا... تنها یک خانم می تواند تشخیص دهد که كفش خانم دیگری با کیفش ست نیست و با همین مطلب می تواند او را به خاک سیاه بنشاند.
البته عده بسیار معدودی از خانم ها می توانند جذابیت خانم های دیگر را بپذیرند (و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعوت کنند) اما بسیاری از آنها دوست ندارند همسرانشان جذب زیبایی و محبوبیت خانم های دیگر شوند. اما با وجود تمام این حرف ها آقایون به طور ناخودآگاه خانم های زیبا و جذاب را خواهند دید.
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 8
ـــــــــــــــــــــــ
حسودي  می کنند
بیشتر اوقات تنها اشاره به اسم یک خانم دیگر می تواند برای شما مرگ را به همراه داشته باشد. حال تصور کنید چگونه می خواهید در جنگی که به دلیل رفتن شما به کلاب رقص شبانه به وجود آمده آست پیروز شوید؟!
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 7
ـــــــــــــــــــــــ
خود را نیازمند نشان می دهند
بعضی از خانمها همیشه چند خط مشی بسیار سری را دنبال می کنند. آنها از همسرانشان انتظار دارند که تمام توجهشان را به آنها معطوف کنند، آنها را تر و خشک کنند و به آنها بگویند که تا چه حد وجودشان استثنایی و ویژه است. آنها می خواهند مردها را به یک صندوقچه احساسات تبدیل کنند و از آنها انتظار پشتیبانی اخلاقی، ذهنی و عاطفی دارند.

در این قسمت یک تضاد جدی بین آن دسته از خانم ها که ذکر شد و دسته دیگری که به بیرون از خانه رفته، کار می کنند و خود را مستقل نشان می دهند وجود دارد. دسته دوم جزء گروهی هستند که هنگام عاشقی واقعا متزلزل می شوند. البته شاید دانستن این مطلب برای شما خالی از لطف هم نباشد که آقایون خانم های سرسخت را ترجیح می دهند زیرا حداقل در این حالت می توانند اندکی آرامش ذهنی خود را حفظ کنند.
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 6
ـــــــــــــــــــــــ

رمزی صحبت ميكنند
جمله قدیمی " نظر تو چیه؟" یکی از مثال هایی است که خانم ها برای تست کردن احساسات و روحیات آقایون به کار می برند. آنها می خواهند به این طریق متوجه احساسات واقعي مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال می کنند و بر اساس طرز تفکر آنها ما باید پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهیم در غیر این صورت جزئی از روح آنها به شمار نخواهیم رفت و به عبارتی نیمه گمشده آنها نخواهیم بود.
می توانید این منظره رقت آور را تصور کنید: مردی که آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب می گردد ولی هیچ چیز به ذهنش نمی رسد، همسرش دست به کمر در جلوی او ایستاده و از فاصله نسبتا زیادی به او خیره شده و و پای خود را مرتبا به زمین می زند. آقایون عزیز هیچ راه فراری جز ارائه جواب ندارید فقط باید امیدوار باشید که سرانجام کارتان به بیرون از خانه در کنار زباله ها کشیده نشود!
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 5
ـــــــــــــــــــــــ

تجاوز به حریم شخصی
همه خانم ها این تمایل غریزی و نا خودآگاه را دارند که هر طور می خواهند با مردها رفتار می کنند و تمام وسایل شخصی آنها را مال خود می کنند.
به عنوان مثال هنگامیکه لباسی را دوست ندارند، به راحتی به خود اجازه می دهند که بر سر کشوی لباسهای ما رفته و آن را زیر و رو کنند تا چیزی را که مناسب حالشان است پیدا کنند و مثلا ژاکت جدید مورد علاقه ما را بر میدارند و می پوشند. حال تصور کنید که شما به متعلقات شخصی آنها نزدیک شوید و یا نه، فقط در مورد مدل مویشان نظر بدهید، آنچنان جهنمی برپا خواهد شد که شعله های آن همه جا را فرا می گیرد. بنابراین شما فکر نمی کنید که زندگی یک زمین بازی جوانمردانه است؟
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 4
ـــــــــــــــــــــــ
بیش از اندازه احساساتي می شوند
آنها به خاطر هر چیزی گریه می کنند: یک فیلم غم انگیز ( و یا حتی شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و ... و بدتر از همه اینها زمانی است که از ما انتظار همدردی دارند، تنها کاری که باید انجام دهید سرو کله زدن با خانمی است که به شما چسبیده و گریه و زاری راه انداخته است.
البته منظور من این نیست که آقایون بی عاطفه هستند و هیچ گونه احساسی ندارند اما مشکل اینجاست که خانم ها بیش از اندازه "مامانی" هستند و متاسفانه بسیاری از آقایون کوچکترین نکته ای در مورد تسلی خاطر به خانم ها نمی دانند. البته این حقیقت که خانم ها اندکی ظریف و آسیب پذیر هستند نکته جالبی است زیرا شما به راحتی می توانید آنها را دلداری دهید تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمی خواهید سیلی از اشکهای او در خانه شما جاری شود؟
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 3
ـــــــــــــــــــــــ

آنقدر خريد  می کنند تا از حال بروند
هنگامی که زمان خرید فرا می رسد در طول روز زمان کافی برای خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراکز خرید و تماشای ویترین مغازه ها گرفته تا خرج کردن تمام موجودی همسرانشان. آنها می توانند ساعت های طولانی را در پشت ویترین یک مغازه کفش فروشی صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و دیگر مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش آنهاست فکر نکنند.
اما تا اینجا همه چیز قابل تحمل است فقط دعا کنید آنروز فرا نرسد که آنها تصمیم بگیرند تا شما را نیز به همراه خود ببرند. ما همراهشان می رویم از این مغازه به آن مغازه، سرگردانی های بی هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانیکه تمام جزئیات البته بجز برچسب قیمت مورد بررسی قرار گیرد.
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 2
ـــــــــــــــــــــــ

پیوسته صحبت می کنند
متاسفانه "کریس راک" نیز این تجربه تلخ را داشته است. روزی در یک مصاحبه تلویزیونی یک سوال از خانمی پرسید که او برای 45 دقیقه در مورد آن توضیح داد! بیشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگامیکه به آنها میدان دهید بدون توقف پیش خواهند رفت. البته تصور نکنید که گفته های آنها برای ما اهمیت ندارد ما فقط نمی خواهیم گزارش ثانیه به ثانیه تمام جزئیات را بدانیم.
ـــــــــــــــــــــــ
شماره 1
ـــــــــــــــــــــــ

از روابط جنسی به عنوان یک سلاح استفاده می کنند
در جدال جنسی همه چیز بر سر کسی خراب می شود که شلوار بر تن دارد. اغلب خانمها برای نشان دادن برتری خود نسبت به مردها به آنها از موضع روابط جنسی حمله می کنند.
البته من به نوبه خود به کارگیری این روش موذیانه را تحسین می کنم ولی این واقعا منصفانه نیست که آنها از ابتدایی ترین نیازهای انسانی اینطور سوء استفاده کنند.
یاد بگیرید آنها را تحمل کنید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر با کفایت و تدبیر کافی با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنید رفتارهای آزاردهنده آنها چندان هم غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد. تنها شانس شما این است که خود را با آنها وفق دهید شما هم رفتارهای رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را دارید، هیچ انسانی کامل نیست، و من فکر می کنم این مطلب تنها چیزی است که هم خانم ها و هم آقایون می توانند بر سر آن به توافق رسند
Go to fullsize imageGo to fullsize image
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 19:41  توسط رقاص فراموش شده...... | 
به هرکدام از سوالهای زیر پاسخ دهید ،یک عکس رئیس جمهور هدیه خواهید گرفت

۱.دست خانم کجا را نشانه رفته؟

۲.احمدی نژاد برای حفظ چه چیز آبرو را حراج کرده؟

۳. مرد اندونزیایی چه فکری در سر دارد؟میخندد یا ....

۴.آیا ارزش دارد دینی که با دست دادن بر باد میرود  به زور به خورد مردم داده شود؟

۵.دست ندادن رئیس جمهور برای جلوگیری از رعشه بانوست یا لرزش خود؟

از ماست که بر ماست!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 12:18  توسط رقاص فراموش شده...... | 
اين مقاله پيرامون مبـحث پـرآوازه و نـوظـهور مـوسـوم بـه"علايم دستيابي ديداري" مي باشد. شيوه اي كه مـا را  قادر مي سازد با مشاهده حركات چـشـم هـا بـه نـحـوه  انديشيدن فرد پي ببريم. مـبـنـاي ايـن علم بر پايه ارتباط تنگاتنگ جسم و ذهن بوده و آنـكـه افـراد با حـركـت دادن چـشمـهايـشـان رونـد تـفـكـرات بـاطـنـي خـود را آشـكـارميسازند. فراگيري آن ما را يقينا در بهبود برقراري  با ديگران در زندگي ياري خواهد داد. تشخيص حركات چشم قدري به تمرين و ممارست نيـاز   دارد زيرا كه برخي افراد حركات چشم بسيار كنـد و آرام،   زيركانه و يا تعمدي دارند كه اغلب اوقات ارزيابي  چشم را پيچيده و دشوار مي گردانـد. حـركات چـشـمـها نشان دهنده آن است كه فرد چگونه ميانديشد،آيا وقايع گذشته و يا آينده را در تصور خود ميپروراند، صدايي را در باطن خود دوبـاره مي شـنـود و يا صداي جـديـدي را در ذهن خود مي آفريـنـد. در دلـش بـا خود حرف ميزند و يا توجهش معطوف به احساساتش مي باشد. جهت رمز گشـايي حركات چشمها صورت را به 3 بخش فوقاني-مياني-تحتاني در ذهن خـود مجسم كنيد. اكنون مجددا آن 3 بخش را از وسط به 2 بخش چپ و راست تقسيم كنيد. حركت چشم به سمت هر يك از اين 6 منطقه را ميتوان اينگونه تفسير كرد:

بالا: ديداري

وسط: شنيداري

پايين: تكلم و احساسات

سمت چپشان مربوط به اطـلاعـات يـادآوري شده و سمت راستشان مربوط به اطلاعات خلق شده مي باشد. به اين مفهوم كه شخص به مـنظور دستيابي به مناطق مرتبط با حواس پنجگانه مغز بطور غير ارادي چشمانش را به جهات مختلف حركت ميدهد.

  • چشمها بالا وچپ: نيـمكره غيـر بـرتـر تـجـسـمات فكري - تصوير ذهني يادآوري شده - دستيابي به خاطرات بصري (Vr)
  • چشمها بالا و راست: نيـمـكره بـرتـر تجسمات فكري-تصوير ذهني خلق شده-قوه مخيله (Vc)
  • چشمها وسط و چپ: نيـمـكره غـير برتر پردازش حـس شـنـوايي-دستيابي به خاطرات اصوات-افتراق تن صدا (Ar)
  • چشمها وسط و راست: نـيـمـكره بـرتر پـردازش حـس شنوايي-تجسم اصوات جديد (Ac)
  • چشمها پايين و چپ: نداي درون-گفتگوي باطني-ايجاد كلام(Ad)
  • چشمها پايين و راست: احساسات، حـس لامـسه و هـم احشايي-دستيابي به احساسات، عواطف، احساس سردي وگرمي، درد، فشار، حركت و جاذبه(K)
  • چشمها مستقيم بسمت روبرو و متسع: دسـتـرسـي سـريع و آني به تمام اطلاعات حسي (معمولا بصري) 
  • كاربردها

1- موثرتر ومفيدتر بيانديشيد  از آنجايي كه حركات چشمها سبب تحريك بخشهاي متفاوتي از مغز ميگردند، بـنـابـراين شما را در انديشيدن بهتر ياري ميكند. بـراي مـثال هنگامي كه از شما پرسيده شود كه آخرين فردي كه امروز صبح ملاقات كردي چه كسي بود؟ شما بـا حـركت دادن چشم هـا بسمت بالا و چپ مي توانيد آن را بهتر به خاطر بياوريد.

2- بدانيد چه زماني بايد سكوت كنيد  نگامي كـه فـردي در حين انجام حركات چشمي مي باشد و شما نيز همزمان صحبت مي كنيد، رشته افكار وي برهم از دست ميرود كـه سبب تاخير و كندي ارتباط مـتـقـابل، سردرگمي و رنجش آن فرد نسبت به شما خواهد شد. 

3- حريم شخصي افراد   افرادي كه شيوه تفكرشان وابسته بر اطلاعات بصري ميباشد، بـه حـريم شخصي زيادي نياز دارند. مايلند از شما به اندازه كافي فاصله بگيرند تا قادر باشند خيلي خوب شما را مشاهده كنند زيرا كه با نگاه كردن به شـمـا اطـلاعـات بـسـيـاري را گـردآوري مـي كنند. بنابراين دور از آنها نشسته و يا بايستيد. افرادي كه احساسي مي انديشند مايـلـنـد به حد كافي نزديـك بـاشـنـد تـا بـا شـما تـماس جسمي برقرار كنند كه اين كار را با زدن به بازوهاي شما، گرفتن آرنج و يا شانه و دست دادني كه گويي ميـل بـه رها كردن دستان شما ندارد بروز ميدهند. همچنـيـن افـرادي كه يادگيري و تفكراتشان وابسته به اطلاعات شنيداري ميباشد كمترين توجهي نسبت به وجود شما و حركات جسماني شما ندارند زيرا كه تمام توجه شان معطوف به جزئيات و صـحت اطـلاعـات مبـادلـه شده و تحليل آن ميگردد.چشم برهم زدنهاي مكرر و يا حتي بستن چشمها به مدت چند ثانـيه در هنگام بحث و گفتگو پيرامون مسائل پيچيده از ويژگيهاي اخلاقي آنان ميباشد.

4- دروغگو را شناسايي كنيد هنگاميكه مشاهده كرديد شخصي درپاسخ به پرسشهاي شما به بالا و سـمـت راست چشم ميدوزد احتمالا در فكر فريب و يافتن پاسخ ساختگي ميباشد.

زياده روي نكنيد  گاهي اوقات در افراد چـپ دسـت حـركات چشم مذكور معكوس بوده و يا حتي برخي افراد داراي حركات چشم منحصر به فردي مي باشند. بنابراين در استفاده از آن مـحـتـاط و مـيانه رو باشيد و هيچگاه به آن به ديد يك قانون ثابت ننگريد.

اینا رو  فقط یک هفته واسه  یه نفر میزارم بعدشم ور میدارم

پس از اتمام رابطه جنسي چه بايد كرد؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 20:44  توسط رقاص فراموش شده...... | 
 گفتنی های امیر فرشاد ابراهیمی:
عکسی که دیروز از خیابان میرداماد تهران رسیده گویای همه چیز است ٬ واقعا بنا به گفته خود احمدی نژاد در نطقهای عوامفریبانه اش در پیش از انتخابات : واقعا مشکل مردم ما الان اینه ؟ شان دولت اینه ؟ .... اینها عین حرفهای خود احمدی نژاد است که میتوانید در اینجا ببینید ٬ براستی دولت مهرورزی این بود ؟ آنهائیکه نام فریبا بر سید محمد خاتمی گذاشتند و او را فریبکار می دانستند امروز چه نامی برای احمدی نژاد دارند ؟
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:28  توسط رقاص فراموش شده...... | 
در راستای این که رییس جمهور مردمی و عزیزمان در اقدامی غافلگیر کننده دستور به ایجاد جایگاه ویِژه جمعیت اناث در ورزشگاه ها را داده اند و نظر به اینکه این موضوع باعث ایجاد اختلاف در بین علما گردیده است .لذا موارد ذیل جهت سلب الذنوب تقدیم می گردد .
1 .برادران ورزشکار زین پس به جای شورت و لباس آستین کوتاه -که هم از سویی فرهنگ برهنگی غرب منحط را به نمایش می گذارد و از سویی شورت های تنگ که از نمای دور هم آلت آن برادر محترم در حین هروله این سو و آن سو می پرد به خوبی قابل تشخیص و شمارش است و رویت آلت مرد توسط زن حرام است - می بایست با گرمکن گشاد و ترجیحا رنگ هایی که سبب تحریک نشود در ورزشگاه دیده شده و به مسابقه بپردازند.
2. جایگاه اناث می بایست در محلی قرار بگیرد که اگر سایر آحاد ملت سرشان را گرداندند نتوانند روی هیچ یک از اناث محترمه را رویت کنند .لذا پیشنهاد می شود از دو طرف چادری از جنس برزنت به طول سه متر و سه وجب سه انگشت بانوان را احاطه کند مبادا چشم نا محرم بر آن عفایف بیفتد خاصه آنکه در حین شادی و خنده باشند و بر همه روشن است که دیدن دندان های زنان مرد را لغزشی در دل پدید می آورد .
3.دروازه ای در ضلع مقابل ورودی آقایان جهت تردد اناث تشکیل شود تا زنان و مردان در حین عبور و مرور به ورزشگاه با یکدیگر مواحه نشوند و خدای نکرده در یک صف نباشند که سبب سایش و مالش افراد یه یکدیگر شود .
بهتر است اناث با فاصله نیم ساعت دیرتر از ورزشگاه خارج شوند
4. اگر زنی به هنگام زدن گل بایستد و برقصد باید همانجا حکم حد بر او اعمال شود تا عبرت سایرین گردد و گویند زنی که در هوای آزاد به رقص آید مانند ماری است که در ویل کافرین را همدم خویش می کند .
5.بانوان عزیز جهت تشوق بازیگران تنها از نام خانوادگی آنان استفاده کرده و نام کوچک آن مرد را بای نحو کان بر زبان جاری نکنند .
6.برادران عزیز به جهت تردد نوامیس ملت غیور در ورزشگاه از دادن شعارهایی حاوی مضامین خواهر و مادر - شیر سماور -اگزوز خاور و هر چیز دیگر که بتوان از آن تمثیل به آلت تناسلی خاصه ذکور زد خودداری کنند . جهت تخلیه عصبیت تنها فریاد بزنند و به فحش هایی همانند پدر سگ توله سگ الاغ و ذکر سایر حیوانات غیر از حیوانات حرام گوشت استفاده کنند .

باشد که با توجه به موارد فوق از معصیت به دور باشیم .
پی نوشت : برادران و خواهران عزیز اگر مطلبی به ذهنشان می رسد یاری دهند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 21:33  توسط رقاص فراموش شده...... | 
بالاخره دور جدید نمایش شروع شد
با دیدن این عکسای آغاز طرح مبارزه با بدحجابی، بیشتر یاد رضاخان و ماجرای کشف حجاب میوفتم که به زور چادر و چارقد از روی زنها برمی‌داشتن تا مملکت متمدن بشه ...
چون اون موقع هم مثل الان فرهنگ برهنگی پیش زمینه ورود تمدن غرب بود و رضاخان طفلکی آرزو داشت این مملکت متمدن بشه ...

حالا اینا می‌خوان برعکس رضاخان عمل کنن و مردم رو به زور بفرستن بهشت
جالب اینجاس که این وضعیتِ مسخره‌ی حجاب که توی ایران از نوع سکسی به حساب میره و هیچ جای دنیا دخترا در حالت عادی همچین قیافه هایی ندارن (مگه اینکه یه مشکلی داشته باشن) نتیجه‌ی دو تا اصل عمده‌س
اول برخوردهای غلط و فشارهای نابجای سالهای اول بعد از انقلابه که توی نسل جدید خودشو نشون میده
و دوم اینکه رسانه ها و مسئولین فرهنگی ما در مقابل فرهنگ غرب و رسانه های غربی و شادی غربی چیز قابل توجهی برای عرضه نداشتن ... (آخه سریال برره شد چیز قابل عرضه؟!)
بگذریم

خانم قدکوتاه چادری که از دانشکده پلیس فارق التحصیل شده و از حوزه معاونت مفاسد اجتماعی اعزام، پیاده می‌شه ...
توو دلش یه بسم اللهی میگه و چند تا سوره کوچیک می‌خونه و میاد جلو و طوری که طرف قاطی نکنه، می‌گه دخترخانم گل .. یه دقه میشه وقتتو بگیرم؟! 
... بعد بدون اینکه منتظر جواب دختره بشه ادامه می‌ده که ... ما اینهمه شهید دادیم و جامعه اسلامیه و جوونا که با این وضعیت ِ ضایع می‌بیننت یجوری می‌شن و نمی‌تونن ازدواج کنن و به گناه میوفتن و ...
بیا و جون ِ مادرت آبروی منو جلوی این برادرا که دارن نگامون می‌کنن بخر و حجابتو رعایت کن!!  
اگه رعایت نکنی با اون برادرایی که تو بنز نشستن می‌بریمت کلانتری وزرا و بعد دردسر داره ها ...

دختره هم روسریشو می‌کشه جلو و آستین مانتوشو می‌ده پایین (اگه جای پایین اومدن داشته باشه!) و می‌گه چشم و دیگه از این مانتوهای بدن نمای تنگ و استرچ نمی‌پوشم و به خدا شلوارم هم نمی‌دونم چرا دیشب که شستمش آب رفته و دیگه غلط بکنم مثل دخترای خیابونی آرایش ‌کنم و تازه همین الان که دارم فکر میکنم می‌بینم چه راه غلطی رو رفته بودم و اغفال شده بودم و این ماهواره ای که خونه‌ی دوستم می‌بینم فقط می‌خواد مملکت ما رو فاسد کنه و مرسی که منو راهنمایی کردین و اجرتون با آقا و خانم فاطمه زهرا!
بعد هم هر دو از هم تشکر میکنن و خداحافظی ...
دختره چند قدم اونور تر شصتش رو با آرزوی بهترین موفقیت ها به خانم پلیس که با لبخند شکوهمند پیروزی داره به طرف ماشین برمی‌گرده و  این صحنه رو دریافت نمی‌کنه، نشون می‌ده ... و خانم پلیس خوشحال از اینکه ثوابی برده و دل خدا رو به دست آورده(!) می‌ره تا سوِژه‌ی بعدی رو با تذکر لسانی و امر به معروف به راه راست هدایت کنه ...

بله خب ... اینم مثل طرح ماشینای ضربت ذوالفقاره ... یادتونه که ... لندکروز مشکیا که به صدای آهنگ ماشینا حساسیت داشتن و به دختر پسرا به صورت بزن و ببر گیر می‌دادن...
جریان کم شدن و تقریباً برچیده شدنش هم می‌دونین که  یه بنده‌خدایی رو سر اینکه صدای رادیوپیام ماشینش بلند بوده گرفته بودن و باهاش درگیر شده بودن و لت و پارش کرده بودن (در حد مرگ) و بعداً کاشف به عمل اومده که طرف پسر یکی از حضرات بوده و ...

اما اینجور عکس العمل های تند که البته این نوعش فرق می‌کنه ... مشخصه فقط برای خوابوندن صدای یه عده خانم محجبه‌ی عینک گنده‌ی یه چشمیه که جلوی مجلس تجمع غیر قانونی می‌کنن.
به نظرم کار رو بدتر می‌کنه که بهتر نمی کنه


یادش بخیر ... اون موقع ها
به بحث ویدئو و تهاجم فرهنگی که می‌رسید چیزی نمی‌گفت
بعد که اصرار می‌کردن ... می‌گفت دارن اشتباه می‌کنن ...
جلوشو که به زور بگیری مردم مشتاق می‌شن و می‌رن سراغش ...
تو بدیهاش رو بگو ... کسی که اهلش نباشه نمی‌ره سراغ استفاده‌ی نادرست
حجاب هم همینجوریه ...
زورکی نمی‌شه ... می‌گه تو نگاه نکن ... راست هم می‌گه خب!


مرتبط : پليس با مساله حجاب کاری ندارد (ارواح عمه جانش)
'بدحجابی' معضل سياسی دولت محافظه‌کاران
تجمع اعتراض‌آميز عليه بدحجابی مقابل مجلس

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 6:13  توسط رقاص فراموش شده...... | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
واا هر چی فکر کردم نتونستم چیزی بنویسم تا بعد

پیوندهای روزانه
داداش امیر گل (همشری خوبم)
آرشیو پیوندهای روزانه
تصوير منتخب در ايراپيک
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
آرشیو موضوعی
عدالت
روان شناسی
پیوندها
داش میثم
شب عاشقا( مرجان رو حال کنید)
نهاوند شهر من
طالع بینی
آقا این دایی مو خیلی باحاله
داش ناصر
فاطمه و دلتنگی هاش
ببین این سانازی و سحری چی می کنن؟
نهاوند_نت
کوزت با تمام ارزو هاش
اینم عاطفه که نمیشناسمش ولی دل تنگه
داش محمد و دوستش
اسم خدا با وبلاگی قشن(لیلا)و چه با مسمی
اینم آزیتا (بهش سر بزنید با مرامه)
سایناز(دیگه نمی دونم ناز داره یا نه)
مریم(هر که خداشو یه جور دوست داره)
میگن یه مادره با ترانه!!!!!
یه بوری(تعدادی) دختر ورگردی(بروجردی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان