| Jonamoos Browser (Anti Filter) |
|
|---|
![]() |
![]() |
|
| که عشق اسان نمود اول...... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 22:32 توسط رقاص فراموش شده...... |
|
|
"من نسبت به تو هيچ احساسي ندارم". با شنيدن اين جمله تب مي کني چون همه شور عاشقانه درونت به بيرون هجوم مي آورد تا معشوق ببيند که تو چه صادقانه دوستش داري و تب چيزي نيست جز بالا رفتن حرارت بيروني بدن. با شنيدن اين جمله لرز مي کني چون از دورن خالي مي شوي و سرماي مطلق جاي همه چيز را مي گيرد. تب مي کني چون يک بغض نامعلوم تب مي کني و لرز چون مجبوري همه رفتارت را همه صحبت هايت را همه نگاه هايت را دوباره در ذهن مرور کني لرز مي کني و تب چون نبايد اجازه دهي تلخي وجودت از پوست خاکي ات بيرون بزند و مگر پوست چقدر تحمل دارد خرد مي شود گرچه تلخي عبور نمي کند اما مي داني که موقتي است هر لحظه ممکن است تلخي ات اطراف را بگيرد. تب و لرز مي کني چون به ياد مي آوري همه ديالوگ هاي خيالي ات که آماده کرده بودي مونولوگ شده است و راهي نداري جز آنکه آنچه در ذهن در خيال در توهماتت و حتي در واقعيت داشتي از بين ببري چون ديگر مايي وجود ندارد فقط من مانده تنهاي تنها تب و لرز مي کني چون روزگاري ادعا کرده بودي آبروي عشقي و امروز نه عشقي مانده نه آبرويي ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 18:54 توسط رقاص فراموش شده...... |
|
الهه من گفتم كه بيا كنون كه من مستم ، مست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 7:35 توسط رقاص فراموش شده...... |
|
نه... من ديگر نمي خندمنه من ديگر بروي ناكسان هرگز نمي خندم شكوه ي ناتمام
اي آسمان ! باور مكن ، كاين پيكره محزون منم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 6:7 توسط رقاص فراموش شده...... |
|
|
خداوندا :
اگر روزی از عرشت به زیر آیی لباس فقر پوشی با مردم دم آمیزی شتابان در پی روزی ،شب و خسته تهیدست زبان بسته ،بسوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر گویی. خداوندا: اگر با چشم خود بینی بار نامردی ها را پشیمان می شوی از قصه خلقت از این بودن از این بدعت زمین و آسمان را کفر گویی ،نمی گویی،مردانه می گویی!!!!!!!!!!!!!!!!
بده آن قوطي سرخاب مرا (سیمین بهبهانی) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 5:47 توسط رقاص فراموش شده...... |
|
|
من خدا را دیده ام باور کنید در غروبی دلکش و لبریز از آرامش اردیبهشت در کنار برکه ای آن سوی دشت آخرین باری که ماهیگیر ، تورش را به آب انداخت خشمگین و خسته از یک روز بی فرجام ، بی ماهی من خدا را دیده ام ، او به سوی تور می آمد ماهیان را نیز می آورد در تکان بالهایش ، من خدا را دیده ام ... باور کنید او سخاوت بود در فضای دستهای سرد ماهیگیر لحظه پاک رهایی ، بچه ماهی را درون آب در میان پنجه هایش من خدا را دیده ام ... باور کنید او نجابت بود در نگاه شاد ماهیگیر وقتی تور را بر دوش داشت از برای کودکانش یک سبد از ماهیان می برد او محبت بود من خدا را دیده ام ... باور کنید او سخاوت ، او نجابت ، او محبت بود .
اگر در راه بهتر از خود یا همچون خودت را نیافتی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 21:20 توسط رقاص فراموش شده...... |
|
|
تمام افرادي كه ما با آنها در ارتباطيم به دنبال گمشدة خود در اين دنياي بزرگ ميگردند. خود ما نيز به دنبال كسي هستيم كه اگر اوقاتي را با او سپري ميكنيم اين دقايق از بهترينها و به ياد ماندنيترين لحظات زندگي مان باشد و هر چه شناخت ما از خود و سپس از اطرافيان بيشتر باشد ارتباطمان شكل بهتري به خود ميگيرد. اگر بتوانيم در چند برخورد اول مخاطبمان را بشناسيم شايد بتوانيم از تنش و درگيريهاي بعدي جلوگيري كرده باشيم و يا شايد سرعت برقراري ارتباطمان بيشتر باشد. افراد را از نظر روحي ميتوانيم به سه دسته 1 - بصري 2 - سمعي 3 - لمسي تقسيم كنيم و اين از ضروريترين دانستنيها ميباشد. ممكن است كسي هر سه حالت را داشته باشد اما به طور حتم يكي از اين حالتها غالب است. حالا ببينيم كه اين كيفيتها چگونهاند: |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 8:13 توسط رقاص فراموش شده...... |
|
|
مه تونه مکوشم ا ی ی ی ی یی یمن ن ن ن ن ن ن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 17:16 توسط رقاص فراموش شده...... |
|
|
عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی با جهان بيگانگی عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشم تر عشق يعنی سر به دار آويختن عشق يعنی اشک حسرت ريختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست و بی پروا شدن
**************************** عشق يعنی سوختن يا ساختن عشق يعنی زندگی را باختن عشق يعنی انتظار و انتظار عشق يعنی هرچه بينی عکس يار عشق يعنی ديده بر در دوختن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب
***************************** عشق يعنی سوز نی ، آه شبان عشق يعنی معنی رنگين کمان عشق يعنی شاعری دل سوخته عشق يعنی آتشی افروخته عشق يعنی با گلی گفتن سخن عشق يعنی خون لاله بر چمن عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم دل بر هم زدن عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز عشق يعنی عالمی راز و نياز |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 8:55 توسط رقاص فراموش شده...... |
|
|
حتما رای بدین
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 20:26 توسط رقاص فراموش شده...... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
واا هر چی فکر کردم نتونستم چیزی بنویسم تا بعد
|
| پیوندهای روزانه |
|
داداش امیر گل (همشری خوبم) آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عدالت روان شناسی |
|
RSS
|